الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
606
الغدير ( فارسى )
امّا « سيّد » « 1 » به معناى سرور پيوسته از معناى أولى جدايى ناپذير است ، زيرا تقدّم آن بر غيرش محرز است ، خصوصا در كلمهاى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خود را متصف بدان فرموده و سپس پسر عمّ خود على عليه السّلام را برابر با وصف خود قرار داده است . بنابراين ، امكان نخواهد داشت كه مراد از آن كسى باشد كه با پيشدستى و غلبه و ستم سرورى يافته باشد ، بلكه اين سيادت دينى است و بر همه عموميّت دارد ، به طورى كه تبعيّت و پيروى از آن بر تمام مسلمانان واجب خواهد بود . اين چنين است « متصرف در امر » ، چنان كه اين معنى را رازى در مورد آيهء كريمهء . . وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ ، هُوَ مَوْلاكُمْ . . . « 2 » از قفّال ذكر كرده كه گفت : او مولاى شماست ، يعنى سرور شما و متصرف در امرتان است . « 3 » اين دو معنى را سعيد چلپى ، مفتى روم و شهاب الدين احمد خفاجى در حاشيهء خود بر تفسير بيضاوى ذكر كردهاند و ابن حجر آن را از معانى حقيقى مولى به شمار آورده است « 4 » و كمال الدين جهرمى هم در ترجمهء صواعق و همچنين محمّد بن عبد الرسول برزنجى در النواقص و شيخ عبد الحق در لمعات در اين مطلب از او پيروى نمودهاند . پس در اين مقام امكانى نيست جز اينكه مراد به آن متصرفّى باشد كه خداى سبحان او را برانگيخته تا در خور تبعيّت باشد و بشر را به سوى طرق رستگارى رهبرى نمايد . پس چنين شخصى در انواع تصرف نسبت به جامعهء انسانيّت اولى و سزاوارتر از ديگران است ، بنابراين ، كسى كه داراى چنين سمتى است ، يا پيغمبرى است مبعوث و يا امامى است مفترض الطاعه كه به امر پروردگار از جانب پيامبر تعيين و معرفى شده است ، پيامبرى كه در گفتار و كردارش تابع فرمان خداست و از روى ميل شخصى و به دلخواه خود سخن نمىگويد و آنچه بگويد ، جز وحى الهى كه به او ابلاغ مىشود ، نيست . « 5 » همينطور است « متولّى امر » كه ابو العباس مبرّد آن را از جمله معانى مولى به شمار
--> ( 1 ) . جمع كثيرى از پيشوايان تفسير و حديث و لغت سيد را از معانى مولى به شمار آوردهاند . ( 2 ) . حج 22 / 78 . ( 3 ) . مفاتيح الغيب : 6 / 210 . ( 4 ) . الصواعق المحرقة 25 . ( 5 ) . نجم 53 / 3 ، 4 .